![]() |
![]() |
|
|
من نیرو خواستم و خدا مشکلاتی سر راهم قرار داد تا قوی شوم من به آنچه میخواستم نرسیدم ولی خدا آنچه نیاز داشتم رو به من داد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 بهمن1387ساعت 0:30 توسط mrsn |
|
|
بي خيال خشكسالي فقط كمي زمزمه كن . دارد باران مي بارد ........... هيچ كس نمي داند اين همه رطوبت و زندگي چگونه در چشم هاي اميدوارت جا خوش كرده!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 آذر1387ساعت 0:40 توسط mrsn |
|
|
زندگی زیباست.... زندگی آتشگهی دیرینه
پا بر جاست. لباسی دوختم بر قامت
دل زپود محنت و تار
محبت. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1 آذر1387ساعت 0:3 توسط mrsn |
|
(تقدیم به دوست عزیزم راحیل)صبر داشته باش، آسمون اونقدری هم که فکر می کنی بد نيست. تقصير خودت ِ، روی زميندنبال عشق گشتی، حالا که نااميد شدی به زمين و زمان ناسزا می گی. تحمل کن توی آسموندنبالش بگرد. باور کن بد رنگ نيست. اگه از آبی متنفری توی تاريکی شب، زيره نور ستارهها، وقتی فرشته ها خوابند، پيداش کن. بالاخره عشق تو يه جايی زير گنبد لاجوردی خدا هست؛کافيه که دستاتو دراز کنی واز بين اون همه ستاره يکی رو بچينی. شايد از همه بهتر نباشه،ولی اون وقتی مثل يک الهه پرستش خواهد شد، که تو دوستش داشته باشی. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 4 آبان1387ساعت 21:26 توسط mrsn |
|
|
در فرو بسته ترین دشواری در گرانبار ترین نومیدی بارها بر سرِ خود بانگ زدم . هیچت ار نیست مخور خون جگر دست که هست ! بیستون را یاد آر دست هایت را بسپار به کار کوه را چون پر کاه از سر ِ راهت بردار . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 12:19 توسط mrsn |
|
|
دوباره باز خواهم گشت... نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه... ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت... و چشمان تو را با نور خواهم شست... به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 12:18 توسط mrsn |
|
|
تو مي تواني همچنان بذرهاي رويا را بيفشاني . و اگر باورشان كني.... در برابرت مي بالند و برايت شكوفا مي شوند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 16:40 توسط mrsn |
|
|
بنویس ، بابا مثل ِ هر شب نان ندارد
سارا به سین ِ سفره مان ایمان ندارد
بعد از همان تصمیم ِ کُبری ، ابرها هم یا سیل می بارد وَ یا باران ندارد
بابا انار وُ سیب وُ نان را می نویسد
حتّی برای خواندنش دندان ندارد
انگار بابا همکلاس ِ اوّلی هاست
هِی می نویسد : این ندارد ، آن ندارد
بنویس کِی آن مرد در باران می آید ؟
این انتظار ِ خیسِمان پایان ندارد ؟
ایمان ! برادر گوش کن ، نقطه سر خط
بنویس ، بابا مثل ِ هر شب نان ندارد
(( علی شکوهیان )) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 2 تیر1387ساعت 16:25 توسط mrsn |
|
|
آب هم آبي نيست آنچه مي پنداريم، فكر پوچي است كه دلها همه در آن غرقند. آب اگر آبي بود آنقدر عشق و محبت به جهان مي بخشيد كه دگر شب نرسد،از پس اوهام محال. آب هم آبي نيست، آب اگر آبي بود چه كسي باور داشت، كه در اين آرامش موج طوفان احساس چنان خشم آگين،كشتي عاطفه را مي بلعيد؛ آب هم آبي نيست آسمان آبي است، رنگ خود را گه گاه، مي نگارد بر آب آسمان ميفهمد معني مهر و وفا را. آب اگر آبي بود،همه آبي بودند. دل ايشان مگر از آب محبت خاليست یا که این آب،ز هر رنگ محبت عاریست. آب هم آبي نيست، |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 10:15 توسط mrsn |
|
|
یادته گفتی بهم : تا شقایق زنده است زندگی باید کرد! نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مُرد . دیگه به چه کسی باید دلخوش کرد ؟ یادته گفتی بهم : اومدی سراغ من ، نرم و آهسته بیا که مبادا ترکی برداره چینی نازک تنهایی تو . اومدم آهسته ، نرمتر از یک پر قو ، خسته از دوری راه ، خسته و چشم براه یادته گفتی بهم : عاشقی یعنی دچار. فکر کنم شدم دچار ! تو خودت گفتی : چه تنهاست ماهی اگر دچار دریا باشه . آره تنها باشه ، یار غمها باشه یادته می گفتی : گاهگاهی قفسی می سازم ، میفروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی است دل تنهائیتان تازه شود . دیگه حتی اون شقایق که اسیره قفسه صاحب یک نفسه نیست که تازگی بده این دل تنهایی من پس کجاست اون قفس شقایقت ؟ منو با خودت ببر به قایقت . راست میگفتی : کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود کاشکی دلشون شیدا بود من بدنبال یه چیز بهترینم سهراب تو خودت گفتی بهم : بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 15:30 توسط mrsn |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رود مي نالد ...
جغد مي خواند ... غم بياميخته با رنگ غروب مي تراود ز لبم قصه سرد دلم افسرده در اين تنگ غروب.... |
| نوشته های پیشین |
|
87/11/01 - 87/11/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 |
| پیوندها |
|
غريبستان يك قطره ماه طراوت باران |
|
RSS
|